دوره ی اول متوسطه (پایه ی هفتم ) مدرسه ی نبوت بندر انزلی

سوالات درس ، انیمیشن های درسی ، پاورپوینت های اموزشی ، زندگی نامه های بزرگان و مطالب مربوط به پایه ششم و هفتم

دوره ی اول متوسطه (پایه ی هفتم ) مدرسه ی نبوت بندر انزلی

سوالات درس ، انیمیشن های درسی ، پاورپوینت های اموزشی ، زندگی نامه های بزرگان و مطالب مربوط به پایه ششم و هفتم

معنی حکایت فارسی - عمر گران مایه - پایه ی ششم

نویسنده ی سایت : محمد رضا بابائی | يكشنبه, ۸ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۳۲ ب.ظ | ۱۵ نظر

معنی حکایت فارسی - عمر گران مایه - پایه ی ششم

دو برادر بودند یکی از ان ها در قصر سلطان خدمت می کرد و برادر دیگر اهنگر بود و با زحمت تلاش پول کسب می کرد . یک روز ان برادری که وضعش بهتر بود گفت چرا تو هم مانند من به سلطان خدمت نمی کنی تا این قدر به سختی و زحمت پول در نیاوری و از این همه سختیی نجات یابی او گفت تو چرا کار نمی کنی تا از خوار شدن نجات یابی که انسان ها ی دانا گفته اند با تلاش و کوشش خود نانی برای خوردن به دست بیاوری با این که کم است اما بهتر از ان است که کمربند طلا ببندی و به دیگری خدمت کنی .

ا دست اهن داغ را مانند خمیر نرم کنی خیلی بهتر از این است که در جلوی دیگران دست به سینه بایستی.

عمر ارزش مند ما  با  این فکر سپری می شود که تابستان چه بخوریم و زمستان چه بکوشیم .

ای شکم تمهکار با خوردن نانی راضی شو تا به خاطر بیشتر از ان مجبور شویم که پیش دیگران تعظیم کنیم .



نظرات  (۱۵)

  • ارتی مهمان ناشناس
  • wow ali booooooooooood mmnoon
    خیلی عالی بود

    عالی بود.

    ممنون

    عالی بود با اینکه هشتم هستم ولی برای درس آزادم به دردم خورد متشکرم
    عالی نابقه
  • فرخنده کریمی
  • ممنونم خیلی عالی بود
    ممنونم خیلی خوب بود
    خیلی خوب بود مرسی
    عالی
     واقعا ممنونم که کمک کردی
    فوق العاده بود خدا خیرتان دهد
    پاسخ:
    مرسی نظر لطفتونه...
    سلام ممنون از پست خوبتون عااااااالی بود
    به منم سر بزنید
    عالی بود.

    دو برادر بودند یکی از ان ها در قصر سلطان خدمت می کرد و برادر دیگر اهنگر بود و با زحمت تلاش پول کسب می کرد . یک روز ان برادری که وضعش بهتر بود گفت چرا تو هم مانند من به سلطان خدمت نمی کنی تا این قدر به سختی و زحمت پول در نیاوری و از این همه سختیی نجات یابی او گفت تو چرا کار نمی کنی تا از خوار شدن نجات یابی که انسان ها ی دانا گفته اند با تلاش و کوشش خود نانی برای خوردن به دست بیاوری با این که کم است اما بهتر از ان است که کمربند طلا ببندی و به دیگری خدمت کنی .

    ا دست اهن داغ را مانند خمیر نرم کنی خیلی بهتر از این است که در جلوی دیگران دست به سینه بایستی.

    عمر ارزش مند ما  با  این فکر سپری می شود که تابستان چه بخوریم و زمستان چه بکوشیم .

    ای شکم تمهکار با خوردن نانی راضی شو تا به خاطر بیشتر از ان مجبور شویم که پیش دیگران تعظیم کنیم .

    به امید  دیدار



    برگرفته شده از ANZALICR7.BLOG.IR
    سلام جالب بود خیلی به من کمک کردی نمیدونستم ازکجا مطلب گیر بیارو ممنون به من هم سر بزن

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی