دوره ی اول متوسطه (پایه ی هفتم ) مدرسه ی نبوت بندر انزلی

سوالات درس ، انیمیشن های درسی ، پاورپوینت های اموزشی ، زندگی نامه های بزرگان و مطالب مربوط به پایه ششم و هفتم

دوره ی اول متوسطه (پایه ی هفتم ) مدرسه ی نبوت بندر انزلی

سوالات درس ، انیمیشن های درسی ، پاورپوینت های اموزشی ، زندگی نامه های بزرگان و مطالب مربوط به پایه ششم و هفتم

درباره ی دکتر اذر اندامی

نویسنده ی سایت : محمد رضا بابائی | جمعه, ۲۲ دی ۱۳۹۱، ۰۷:۲۰ ق.ظ | ۱ نظر

زندگینامه دکتر آذر اندامی

 

آذر اندامی معلم ابتدیی پزشک و پژوهشگر ایرانی بود که در کوی ساغر سازان رشت زاده شد.او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده بود. دوران ابتدیی را دردبستان بانوان زادگاهش با یک سال جهش تحصیلی به پایان رساند . بارمسئولیت خانواده بیشتر به دوش مادرش بود.آذر هم مادر را در این کارتنها نگذاشت و برای کمک به او معلم خصوصی خانه توانگران شد ودوزندگی و سوزن دوزی می کرد و با این حال توانست با  تلاش به درس خواندن ادامه دهد. برادرش محمد اندامی می گوید : " زمستان ها در یک اتاق کوچک دور یک چراغ نفتی گرد می آمدیم و هر کس کار خود را انجام می داد.  او نیز به مطالعه می پرداخت. تابستان ها وضع کمی بهتر بود چون دست کم سقفی بزرگ تر بر سر داشتیم که همان آسمان بود. پس از گرفتن مدرک پایان سال نهم آموزش همگانی از دبیرستان فروغ رشت به سبب علاقه وافری که به پیشه معلمی ( آموزش گری ) داشت به دانش سرای مقدماتی رشت رفت تا بعدها بتواند معلم شود. در سال 1324 ه . ش از دانش سرا با نمره های عالی فارغ التحصیل شد. اما چون سنش برای استخدام در آموزش و پرورش کم بود یک سال به طور رایگان در دبستان های رشت درس داد و سال بعد یعنی 1325  به طور رسمی به استخدام آموزش و پرورش در آمد.  علاقه او به ادامه درس دادن سبب شد که در حین کار بتواند سرانجام در سال 1329 دیپلم طبیعی متوسطه آن زمان را بگیرد و در سال 1331  در کنکور دانشگاه تهران در رشته پزشکی شرکت کند و پذیرفته شود. او در حین درس خواندن و مطالعه در یکی از مدرسه های جنوب شهر تهران هم درس می داد چون برای گذراندن زندگی به این کار نیاز داشت. در سال 1337 گواهی نامه دکترای پزشکی را گرفت و بی درنگ به گذراندن دوره تخصصی در رشته زنان و مامایی پرداخت و نیز در سازمان حمایت مادران و نوزادان به کار مشغول شد.  پس از پایان دوره تحصیلی از استخدام آموزش و پرورش بیرون آمد و به استخدام وزارت بهداشت آن زمان در آمد و در انستیتو پاستور مشغول به کار شد. خانم دکتر پور منصورکه در انستیتو پاستور تهران کار می کند در باره او می گوید :" زن زحمت کش و با اراده ای بود کسی بود که نه تنها خود را سرافرازکرد ، در این انستیتو هم یک روز دست از تلاش و پژوهش بر نداشت و من زنی یه پشتکار و همت او ندیده ام." در همین زمان بود که طرح پژوهشی در زمینه باکتری شناسی عفونت های بیمارستانی را به انجام رساند و نتیجه آن را در مجله های معتبر پزشکی چاپ کرد در سال هایی که در ایران و کشورهای منطقه وبا بسیاری را می کشت او با واکسن مرغوب به مبارزه این بیماری پرداخت و افزون بر تامین نیاز کشور آن را به کشور های همسایه روانه کرد و به همین سبب به معاونت بخش میکروب شناسی سپس به ریاست بخش وبا و دیفتری رسید و به پاس کارها و تلاش شبانه روزی یک نشان علمی به او داده شد پس از مدتی  با بهره گیری از بورس انستیتو به پاریس رفت و در سال 1346 گواهی نامه میکروب شناسی گرفت و به میهن خود بازگشت و دوره تخصصی آزمایش گاه بالینی را در دانشگاه تهران دید و در سال 1353 دانش نامه تخصصی علوم بالینی را گرفت. چندین بار به کشورهای فرانسه و بلژیک سفر کرد و حاصل این سفر ها مقاله های علمی بود که در مجله های معتبر چاپ شد. در سال1357 بازنشسته شد در مهمانی تودیعی که در انستیتو به پاس بازنشستگی او انجام گرفت از او خواسته شد که سخن بگوید:" امروز این لحظه از زمان را یکی از با شکوه ترین لحظه های زندگی خود می دانم ... . زیرا به پندار من در این عصر و زمانه که جهان تلاش و کوشش است اگر کسی بتواند سی سال خدمت مقرر دولتی خود را با کامیابی به پایان برساند و برابر قانون کشوری بازنشسته شود در پایان خدمت از سوی ریاست محترم و همکاران اداری خود قدردانی شود خوش بخت خواهد بود. من از آغاز خدمت دولتی پایانی این چنین آرزو می کردم و چون به منظور رسیده ام خدا را شکر می گویم و احساس شادی و غرور می کنم ...".  پس از بازنشستگی مسئول آزمایشگاه بیمارستان باهر بود. پس از مدتی در مطب همسر خود در تقاطع خیابان هفت چنار و حسام الدین (حسام السلطنه ) در جنوب شهر به مداوای بیماری های زنان و زایمان مشغول شد. در همین سال ها بود که اندک اندک بیماری در وجود او رخنه کرد و به تومور مغزی دچار شد. البته می کوشید دیگران زیاد به این مساله توجه نکنند اما این وضعیت تا آن جا ادامه یافت که یک روز در مطب در حین معاینه یک بیمار تعادل خود را از دست داد و به زمین افتاد. پس از معاینه ها و آزمایش های فراوان پزشک ها به این نتیجه رسیدند که باید به کشور دیگری برود . اما طی مراحل قانونی اعزام به اندازه ای به درازا کشید که دیگر کار از کار گذشت و متاسفانه در بیست و هشتم مرداد 1363 بر اثر آمبولی شش در گذشت. پیکر او را در بهشت زهرای تهران به خاک سپردند. روی سنگ ساده و رنگ و رو رفته آذر اندامی در بهشت زهرای تهران چنین نوشته شده است " راهش در این سرا دانش و مهر و نیکی جایش در آن سرا فردوس برین جاودانه" . دکتر اندامی نه تنها در پهنه علم پژوهشگری کوشا بود بلکه در زندگی خانوادگی خویش هم همسری شایسته و مادری فداکار و نمونه بوده است. از او سه فرزند به یادگار مانده است. دختر بزرگ او  دکتر در فیزیک زمین است که اکنون در مجله های ملی فرانسه مقاله های پژوهشی منتشر می کند. پس از در گذشت او دخترش  با کوشش و تلاش فراوان توانست نام مادرش را به انجمن بین المللی نجوم برای ثبت در سیاره زهره پیشنهاد کرد و این انجمن هم به پاس کارهای علمی آذر آن را پذیرفت وآذر اندامی نخستین زن ایرانی بود که نامش برای همیشه بر سیار-----------------------------

 

تقویم جلالی

 

در دائرالمعارف اسلامی راجع به تقویم جلالی و خواجه حکیم امام عمر خیامی ( خیام ) چنین آمده است:

 

در تاریخی که در قدیم الایام در ایران رایج بوده سال مرکب می شده از دوازده ماه سی روزه و پنج روز موسوم به خمسه مسترقه یا اندرگاه که آن را به آخر ماه هشتم یعنی ابان ماه می افزودند از اینجا در هر 4 سال تقریبا" یک روز می ماند و لهذا هر صدوبیست سال یک ماه اضافه کرده سال را 13 ماهه می گرفتندو تاریخ قیصری از این تاریخ دقیق تر است زیرا در آن هر چهار سال یک دفعه اصلاح به عمل می آمد.

 

خلاصه مطابق تقویم فوق در سال 467 هجری ( 1074 – 1075 ) میلادی در زمان سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی نوروز مصادف 13 حوت شده بود، لهذا مشارالیه جمعی از منجمین و ریاضیون بزرگ  آن عصر را منجمله عمر خیامی و ابوالمظفر یا امام مظفر اسفرازی و میمون بن نجیب واسطی و عبدالرحمن خازنی و ابواالعباس لوکری در رصد خانه ای که محل آن معلوم نیست و احتمالا" در اصفهان یا ری یا نیشابور بوده جمع کرد و به اصلاح تقویم و تطبیق آن با نتایج ارصاد واداشت و آنان تاریخی موسم به تاریخ جلالی یا ملکی ترتیب دادند اصلاحات منجمین جلال الدین کاملا" معلوم نیست و در قدر متیقن این است که سال را مرکب از دوازده ماه سی روزه و پنج روزه که به آخر ماه دوازدهم اضافه می شد می گرفتند و بعد از چهار سال یک روز به سال اضافه می نمودند ( معلوم نیست در چه موقع سال این روز در دنبال پنج روز مذکور اضافه می شد) و مبدا تاریخ جدید روز دهم رمضان 471 هجری مطابق 15 مارس 1079 میلادی بوده و در آن روز آفتاب در صورت حمل وارد می شد.

 

راجع به تعیین دوره ای که در پایان آن این تقویم با حقیقت امر مطابق می شود دو قول است که هیچ یک خالی از اشکال نیستند الغ بیک در مقدمه زیج می نویسد. و به هر چهار سال یک روز کبیسه باشد و چون شش بار یا هفت بار به چهار کبیسه افتد یکبار کبیسه به پنج سال افتد ولی به قول قطب الدین شیرازی این اضافه به پنج سال بعد از هفت یا هشت اضافه به چهار سال اجراء می شده .

 

مطابق قول الغ بیک طول سال به طور متوسط 241935/365 روز می شود و حال اینکه مقدار حقیقی آن 2422/365 است. پس هر 3770 سال یک روز خطا حاصل می شود و حال آنکه در تقویم گرگواری 3330 سال یک روز خطا می شود و لهذا تقویم جلالی از تقویم گرگواری دقیق تر است.

 

تقویم و تاریخ جلالی از تقویم ها و تواریخ بسیار مشهور است که به نام های ملکی یا ملکشاهی یا فارسی محدث یا تاریخ محدث معروفیت دارد. اساس این تقویم که تقویم خورشیدی امروز و تقویم ملی ایرانیان است، گذشته ای کهن دارد.

 

آغاز تقویم جلالی روز آدینه ( جمعه ) دهم ماه رمضان سال 471 هجری مهی ( قمری ) برابر با 15 ماه مارس سال 1079 میلادی و برابر با 15 از سال 1390 رومی و برابر با روز نخست فروردین ماه از سال 458 هجری خورشیدی است.

 

آغاز سال جلالی روز نخست بهار است که آن را نوروز سلطانی می نامیدند و مرکب از 12 ماه سی روزه و پنج روز اضافه به دنبال ماه دوازدهم دارد که در سال های کبیسه شش روز است. اجرای کبیسه هر چهار سال یکبار است که به نام کبیسه رباعی معروف است و کبیسه خماسی آن طور که آمده است در هر سی و سه و یا بیست و نه سال یکبار پس از پنج سال اجرا می گردد. طول سال خورشیدی به حساب دقیق رصد خانه ها 365 شبانه روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است که این رقم به طور متوسط معادل با 2422/365 است.

 

تقویم جلالی بهترین وسیله تطبیق سال عرفی با سال اعتدالی است و اشتباه حاصل از آن چیزی نزدیک به یک روز در هر 3770 سال می باشد.

  • نویسنده ی سایت : محمد رضا بابائی

نظرات  (۱)

خیلی خوب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی